
كودكانمان رابيشتر درك كنيم
اگر به ژرفاي درون هر پدر و مادري سفر كنيم يا اگر خود فرزندي داريم اعماق وجود خود را كاوش كنيم و لحظه اي فارغ از عادتها و روزمرگي ها به خواست خود وكودكانمان بيانديشم خواهيم ديد كه به عنوان يك والد دغدغه بزرگي مدام در ذهن و قلب ما وجود دارد اين دغدغه مي تواند نگراني براي آينده و چگونگي رشد و تربيت فرزندانمان باشد اما بسياري از والدين مدام سوال « چه كنم؟» را درسر مي پرورانند. روانشناسان و ديگر متخصصين اين دلهره و اضطراب والدين را تا حدودي طبيعي تلقي مي كنند در واقع عدم وجود اين دلهره باعث بي مبالاتي و عدم توجه به انان مي شود.
در جواب والديني كه با اين سئوال درگيرند بايد گفت كه دلهره شما تا حدي طبيعي است اما در صورتي كه سير روز افزون و مخل كننده داشته باشد نياز به تعديل خواهد بود. رشد وتربيت فرزندانمان از درون رحم آغاز مي شود و در واقع با شروع زمان حاملگي هنرپدران و مادران آغاز مي گردد .دوران تربيت كودكان دوران سختي است اما شيريني هاي مخصوص به خود را نيز دارد. هر فردي با توجه به تاثير گيري از دو وضعيت؛ مسير رشدخود را خواهد پيمود وضعيت ارثي و وضعيت محيطي . در اين نوشته بيشتر تاكيد بر وضعيت محيطي خواهد شد زيرا بيشتر قابل تغيير وكنترل خواهد بود و در واقع مديريت اين وضعيت آسانتر و تاثير گذارتراست
محيط در واقع كليه حوادث ،رفتارها، گفتارها وحتي تجربه هاي احساسي اطراف كودك است. كودك مانند آهنربايي همه انها را به طرف حس هايش جذب و آن را در درون خود جاي مي دهد و در آينده آن را به افكار و رفتارش تبديل خواهدكرد. كودك با وجود تازه به دنيا امدن مدام در حال يادگيري و جذب اطلاعات حسي است به شيوه اي كه بسياري از روانشناسان معتقدند كه كودكان بيشترِ اطلاعات حسي خود را در سالهاي اوليه زندگي اشان كسب خواهند كرد. محيط كودك بخش مهم و تاثير گذاري درشكل گيري شخصيت و رشد كودك است به طوري كه مي توان تا حدودي بر اين ادعا صحه گذاشت كه كودك هماني مي شود كه در اطرافش رخ مي دهد اولين محيط كودك به عنوان دريچه اي براي ورود به دنياي پر رمز وراز زندگي خانواده است در واقع اولين و تاثير گذارترين محيطي كه كودك با آن آشنا مي شود. تصور كنيد دو كودك در دو خانواده با الگوهاي رفتاري متفاوتي به دنيا آمده و در حال طي مسير رشد اند يكي از آنها خانواده اي محترم منظم ،مهربان و قاطع دارد و ديگري خانواده اي فحاش، شلخته، نا منظم و آسان گير، هريك از اين كودكان الگوهاي رفتاري كسب شده از اولين محيط خود را دروني و به رفتار تبديل مي كنند و او همان چيزي زا كه ياد گرفته است نشان مي دهد . بسياري مواقع والدين تاثير خود را در رشدكودكشان دست كم مي گيرند و يا آن را نفي مي كنند بسياري مواقع بد اخلاقي ها و رفتارهاي غير اخلاقي و غيرقابل تحمل كودكان همان رفتارهاي جاري در خانواده اند كه مدام در عصبانيت ها و مواقع استرس زا از والدين ديده مي شود وقتي كودكي در اطراف شما وجود دارد رفتار شما مشاهده ،ثبت و به الگو تبديل مي گردد كوچكترين حركت و رفتار شما رديابي و مورد تجزيه و تحليل ذهن توانا و كنجكاو كودكتان قرار مي گيرد شايد از اين بيخبر باشيد كه كودكانتان تا حدود سه سالگي با تجزيه و تحليل حركات بدنتان به خصوص صورتتان با شما ارتباط عاطفي برقرار مي كنند و در واقع صورت شما منبعي است براي تنظيم پاسخهاي وي به خواسته هاي شما ، وقتي شما درخواستي را مطرح مي كنيد صورت شما تجزيه و تحليل خواهد شد و ميزان جدي بودن و پافشاري شما تعيين مي گردد فكر مي كنيد كودكي كه تا اين حد ريز بين است رفتارهايي مثل سيگار كشيدن، فحش دادن و دروغ هاي پشت تلفن را نخواهد ديد ؟در مورد ان فكر نخواهد كرد؟ و آيا در غياب شما و ميان دوستانش اين رفتارها را تقليد و بازتوليد نخواهد كرد ؟
كودكان در هرسني كه باشند مدام از رفتارهاي درون خانواده الگو برداري مي كنند و ان را پس از تحليل به بيرون منتقل خواهند كرد
كودك 5 ساله اي كه در بازي اش گلايه از وضع روزگار و عدم وجود درآمد كافي را نجوا مي كند در حال انتقال نقش والدين و گفته هاي انان است به بازي؛ اين كودك با مادرش همانندسازي كرده والگوي رفتاري و گفتاري جاري درخانواده اش را يادگرفته و منتقل مي كند. كودكان ما بسيار بيشتر از تصور قالبي مان نياز به درك و اهميت دارندو بسيار بيشتر از تصور شما درك مي كنند مي فهمند و جذب مي كنند . خواسته هاي آنان در صورت منطقي بودن بي ترديد بايد براورده شود و در برابر خواسته هاي غير منطقي اش نيز با اقتدارو مهرباني بايد ايستاد درك كردن كودك در واقع اگاهي از وضعيت ذهني و خواسته هاي معقول اوست نه براورده كردن كليه خواسته هايش . بسياري موارد والدين برآورده كردن كليه خواسته هاي كودك را با برآورده كردن نيازهاي معقولش اشتباه مي گيرند خواسته ها مي توانند نامحدود باشند امانيازهاي معقول قابل كنترل و تعديل است كودك نياز به تامين نيازهايش دارد اما نبايد كليه خواسته هاي نامعقولش را برآورده كرد و در آخر خود را با تصور اينكه برايش سنگ تمام خواهم گذاشت گول زد. كودك بايد ياد بگيرد كه هرچيز را بخواهد در دستانش نيست بلكه بايد ياد بگيرد براي خواسته ها و نياز هايش تلاش كند و احتمال عدم موفقيت نيز وجود دارد و دنيا هميشه بر وفق مراد وي نيست و مواقعي نيز وجود دارد كه بايد به دلايلي از خواسته هايش چشم پوشي كند اين در واقع افزايش ظرفيت روانشناختي كودك است در حوزه تربيت خانوادگي ؛كه كودك را براي ورود به جامعه سراسر پستي و بلندي آماده مي كند كودكانمان را بيشتر درك كنيم به گفته هايشان گوش دهيم به سئوالاتشان با آرامش و مهرباني پاسخ دهيم از توهين و ناسزاگويي به كودك و اطراف كودك بپرهيزيم و از همه مهمتر اول رفتارهاي خود را تغيير دهيم تا رفتارهاي وي خود به خود با الگو برداري و غير مستقيم تغيير كند يادمان باشد رفتار كودكان مان هماني مي شود كه در اطرافشان رخ مي دهد
م. كريمي